ورزشی

گولسیانی بالاخره به آرزویش رسید

به گزارش کا 118، گولسیانی همیشه با ناامیدی صحبت می کرد که به او فرصت بازی در تیم ملی داده نشده است و ویلی ساگنول پیراهن ملی را در مهمترین زمان – مسابقات قهرمانی اروپا – به او داد. وقتی هم تیمی های ایرانی اش متوجه این موضوع شدند، مراقبت ویژه ای از گولسیانی کردند تا قبل از مسابقات یورو مصدوم نشود.

زندگی گوورگی گولسیانی بیشتر شبیه یک افسانه است، اگرچه مانند افسانه‌ها شروع نشده بود. ابتدا گئورگی بود و یک توپ، سپس مادرش برای او یک تی شرت رویایی خرید – تی شرت “منچستریونایتد” که از آن روز به بعد تبدیل به همراه و دوست جدا نشدنی پسری عاشق فوتبال شد. افکار و آرزوهای دوران کودکی زمانی به واقعیت تبدیل شد که حیاط کوچک با یک زمین فوتبال بزرگ جایگزین شد،البته او خجالت کشید که به مربی بگوید کفش ندارد.

گئورگی گولسیانی بازیکنی است که پس از حضور در تیم ملی، زمانی که به محبوبیت بی سابقه ای رسید، صحبت های کوچک و بزرگی برای او مطرح شد؛ او راه زیادی را با توپ طی کرده است و این زمانی بود که همه درها به روی او بسته شده بودند و هیچ باشگاهی برای جذب او دیده نمیشد. سختی‌های دهه 90 میلادی، ناکامی‌ها، موفقیت‌ها و ناکامی‌های بعدی که انگار او را قوی‌تر کرد تا در این ورزش، بی‌امان بجنگد و کم کم خود را تثبیت کند. اینگونه بود که فوتبالیست 33 ساله نمونه ای شد که چگونه در زندگی هرگز تسلیم نشوید و برای رسیدن به هدف خود تا انتها بجنگید.

قبل از اینکه نام او در گرجستان تلفظ شود، توسط ایرانیان در جنوب غربی آسیا شناخته شد. پسری که در کشور 85 میلیونی صاحب تیم شد و به زودی همه را به هواداری از خود مجات کرد. 8 سال پیش وارد ایران شد. او آن زمان 25 سال داشت. فارسی هم یاد گرفت و به همراه «پرسپولیس» قهرمان ایران شد.

هواداران ایرانی آنقدر پرسروصدا بودند که او سرانجام در گرجستان هم دیده شد و ویلی سانیول او را به تیم ملی دعوت کرد. او که با نام جورجی هم در گشورش شناخته شده، در جریان بازی مقابل پرتغال بیش از یک بار دلیل ناامیدی فوتبالی کریستیانو رونالدو شد. جالب اینکه یک بار هم در ریاض مانع از گلزنی گریستیانو در بازی با پرسپولیس شده بود.

او همچنین یک زندگی عاشقانه با همسرش دارد. داستان آشنایی آنها شبیه یک فیلم هالیوودی به نظر می رسد جایی که این بازیکن فوتبال چندین ماه قبل از ملاقات با لیندا سناریوی آن را نوشته و برنامه ریزی کرده بود. زندگی آنها حالا با دو فرزند که عاشق توپ و فوتبال هستند، شیرین تر می‌شود.

گیورگی آواز می‌خواند، اما می‌گوید که نمی‌توانم کسی را با صدایم راضی کنم. او یک نوازنده خودآموخته است و گیتار هم می نوازد. او آکوردها را با کمک شبکه های اجتماعی یاد گرفت، اگرچه هنوز گیتار را فقط برای مخاطبان خاص در دست می گیرد.

والدینش هنوز در رویای تابستانی با غرور به فرزند خود نگاه می کنند. آنها نمی توانند آن لحظات را فراموش کنند که چگونه کل کشور حول یک توپ و یک تیم متحد شدند – و پسر آنها قهرمان این افسانه است که مدتها منتظر نگاهی از سوی هموطنانش بود و حالا همراه با عشق مردم آن را به دست آورده است.

پسر کوچکی که عاشق توپی بود و داستان زندگی اش از حیاط خانه شروع شد، اکنون بخشی از یک داستان بزرگ است – داستان تیم یورو 2024 که همیشه با عشق و غرور تعریف خواهد شد.

انتهای پیام/

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین بررسی کنید
نزدیک
دکمه بازگشت به بالا